اكو فمنيسم
اكو فمنيسم
اكو فمنيست ها بر اين باور هستند ،كه مرد سالاري و پدر سالاري براي زنان و بچه ها ،و موجودات جاندار وغير جاندار، ومحيط زيست و طبيعت، وحتي براي اتمسفر و جو زمين زيان بار ومخرب است.آنها بر اين باور هستند،كه طرز رفتار مكتب پدر سالاري و اكو رجال و برخورد انسان ها با طبيعت و محيط زيست ،و زنان و دختران يكسان و درموازات هم است.چنين برخورد باطبيعت وزنان ،راهي است، كه مرد سالار با اين روش مي خواهند ،زمين ومحيط زيست كه، همانند مادر براي ساكنان زمين و موجودات زنده وغير زنده است . عمل كنند و به غارت و نابودي در آن بپردازند.و هر طور كه مي توانند،به كنترل طبيعت وزنان دست يابند . تا از آنها بنفع خود استفاده كنند. فلسفه و بنياد اكو فمنيست ها بر اين است كه،آنچه موجب رهايي زنان وطبيعت غير انساني مي شود،وآنها را از گزند آسيب ها و صدمات اكو رجال ها ايمن نگاه دارد،بنا نهاده شده است. و زنان ،در جامعه به ارزش هاي ولاي خود برسند،و آلودگي ها و درتخريب هاي محيط زيست جاي خود را به پاكي ها وآباداني ها و صلح و صفا دهند،بنا گذاشته شده است.وبه نظر اكو فميست ها، مهرباني ها و دلسوزي ها به طبيعت و محيط زيست ،كه همانند مادري مهربان براي ساكنانش است،و غذا را براي آنها آماده و درست مي كند، تا ساكنانش بتوانند ،غذاي سالم و طبيعي را بدون هيچ مشكلي صرف كنند، و از هواي پاك و دلنشين آن بهره ها ببرند،اينها (محبت ها) جاي كينه و كدورت ها وجنگ وخونريزي ها را كه براي ساكنان كره زمين مخرب و زيان آوراست، را بگيرند. و زمين ما كه تنها كره قابل سكونت در كل كائنات بيكران است .را از خطرات ومخاطرات طبيعي ،كه با دستكاري هاي انسان ها، تجديد و چندين برابر شده است،را ايمن وحفظ كنند. و در نظر اكو فمنيست ها طبيعت با كلمه مادر مهربان و دلسوز مترداف و هم معنا است . وتخريب وآسيب زدن به طبيعت با آقه والدين پدر و مادران به فرزندانش شبيه است .و اگر ساكنان زمين با آقه طبيعت مواجه شوند،در سالهاي آتي با مشكلات فراواني منجمله آتش سوزي جنگل ها،گرمايش زمين،آب شدن يخ هاي قطب هاي شمال وجنوب گريئلند،افزايش گاز هاي گلخانه اي ، وتخريب گونه هاي مختلف گياهان و جانوران خشكي وآبزيان دريايي و اقيانوسي ، گسترش بيماري هاي مهلك و خطر ناك،كمبود مواد غذايي و آب هاي شيرين ،و جنگ هاي خانمان سوز و نابودگر همه چيز هاي طبيعي و غير طبيعي مفيد در كره زمين است ،مواجه مي شوند. در نهايت اكو فمنيست ها مي خواهند، ارزش و اعتبار از دست رفته محيط زيست و طبيعت ،و زنان به خودشان بر گردد. تا تخريب ها و ويراني ها بكلي از طبيعت و محيط زيست بيرون رود، وطبيعت و مادران وزنان ، روال عادي خود را طي كند.و در اين ميان كه، زنان ،مادران انسان ها هستند ،از بچه هاي خود با ملاطفت رفتار كنند، و به آنها درس محبت و دلسوزي و مهرباني وگذشت و بخشندگي بياموزند، وبچه ها كه همان انسان ها هستند،؛آنها نيز، با طبيعت و محيط زيست با ملاطفت ومهرباني و دلسوزانه رفتار كنند، تا تخريب و ويراني و مسايلي از اين قبيل پيش نيايد . همچنان كه تا عصر نو سنگي هيچ تخريبي در طبيعت بدست انسان ها نبود. و همچنين ،در زمان هاي قديم، بيش 5000 سال پيش انسان ها اله هاي زن را مي پرسيدند، و زنان مركز و قلب جامعه هاي آن زمان بودند، و در جايگاهي بالا و مناسبي خوبي برخوردار بودند،در اين دوران كه، زنان در مقام وشآن بالايي قرارداشتند ،اكو فمنيست ها اين دوران را ،بهشت زنان و فمنيسم ها طرافداران محيط زيست مي دانند. و اكو فمنيست ها ،طبيعت ومحيط زيست ، را ازمقولات مهم فمنيسم ها مي دانند ،و بر آن تاكيد زيادي ميكنند.و زنان در كشور هاي در حال توسعه بيشتر از كشور هاي پيشرفته ، به محيط زيست و طبيعت و آثار جانبي آن بر زندگي انسان ها ، وابسته هستند ، و ارتباط آنها(زنان) با طبيعت ، بيشتر از مردان است، و بيشتر از مردا ن از تخريب و آسيبب آن لطمه و زيان مي بيينند. چون آنها بيشتر از مردان با طبيعت منجمله :آب مصرفي و آلودگي هاي آن ،ومواد غذايي كه از گياهان حاصل ميشود،سر و كار دارند. زيرا در كشور هاي در حال توسعه ،زنان كشاورز تقريبآ60 درصد ،مواد غذايي را تهييه مي كنند. وهمچنين بعضي امراض در زنان بيشتر از مردان ، گسترش مي يابد، كه هم براي مادر و هم براي بچه اي كه مي خواهد ،به دنيا بياورد ،خطرناك و مضر است.درچنين مواردي است ،كه پاي طرفداران محيط زيست، و زنان و فمنيسم ها به وسط مي آيد ،و به طرفداري از طبيعت بي جان و محيط زيست موجودات زنده ،و زنان ،كه بدست مرد سالارها وانسان هاي بي برنامه تخريب ويا تحقير شده اند،مي شتابد. و آرزوي بهبودي محيط زيست و ارتقاء مقام زنان در شهر جهاني، را دارد.
نوشته شده توسط :روح الله يوسفي رامندي-دانشجوي رشته جغرافيايي افليم-برنامه ريزي محيطي، در مقطع كارشناسي ارشد،از دانشگاه تربيت معلم تهران.در سال تحصيلي 1389.